داستان صوتی شهید علی قمی

عکس شهید علی قمی با کیفیت بالا ( فول اچ دی – FHD )

شهید علی قمی - عکس شهید علی قمی با کیفیت بالا فول اچ دی 1920x1080

صداپیشگان :

علی حاجی پور – علیرضا عبدی – امیر مهدی اقبال – احمد نعمتی – محمد هادی نعمتی – احسان شادمانی

میقات مدیاشهید علی قمی

بخشی از متن داستان صوتی شهید علی قمی

راوی : سخت ترين مسير ها براى رسيدن به هدف رو ميدادن به علىِ قمى، در حاليكه اون فرمانده ى تيپ و جانشينِ فرمانده محمودِ كاوه بود.

اما همه می دونستن جز على كسى از عهده ى اين كار برنمياد.

مجيد : محمود جان، حالا نميشه على نره واسه ارتفاعاتِ اِشنوزَنگ، بابا خيلى خطرناكه، خدايى نكرده على رو از دست بديم ميدونى كه…

محمود : چيزى نميشه مجيد،خيالت راحت، على كارش رو خوب بلده، خودت هم ميدونى كه كسى به خوبى اون نمی تونه كارِ تصرف ارتفاعات رو انجام بده.

نيرو هاى تروريستىِ كومُله دموكرات تو تمام منطقه پخش شدن، درگيرى باهاشون تخصص می خواد كه فقط كارِ خود على هست.

– برادر كاوه كجا هستن؟

+ توى محوطه پيش نيرو ها

– برادر كاوه، برادر كاوه

محمود كاوه : بله،چی شده؟

على آقا پشت بيسيم هستن.

محمود كاوه : بده ببينم. على على محمود، على على محمود.

شهید علی قمی :

محمود جان، ارتفاعات رو گرفتيم، عمليات با موفقيت انجام شد.

محمود كاوه : خداقوت، إن شاءالله هميشه پيروز باشى على جان.

راوی : هدف بعدى گرفتنِ بادين آباد بود، كاوه على رو با نيروهايش فرستاد براى فتح ارتفاعاتِ بالاى بادين آباد.

ما هم با يك گردان به طرف روستاى بادين آباد حركت كرديم.

***

(در منطقه عملیاتی)

– آقا مجيد ديگه نميشه مقاومت كرد، بايد عقب نشينى كنيم، فكر كنم محاصره شديم.

مجيد : اگه محاصره شده باشيم كه نميشه عقب نشينى كرد، بايد اول حلقه ى محاصره رو بشكنيم. به بچه ها بگو بيان به سمت ما.

-برگردين عقب، برگردين عقب

— نميشه، از بالاى ارتفاعات بهمون تير اندازى ميكنن. زير آتش مستقيمِ دشمنيم. نميشه حركت كرد.

راوی : هر طورى شده بود خودمون رو از محاصره ى دشمن نجات داديم، اما خيلى از نيرو هامون شهيد شدن؛ مجبور شديم عقب نشينى كنيم.

ناصر : مجيد چرا عقب نشينى كرديد؟

مجيد : آقا ناصر از روى ارتفاعات دارن ما رو ميزنن.

ناصر : نبايد عقب نشينى ميكردين. اين ارتفاعات رو علی قمى گرفته.

مجيد : نه آقا ناصر، اين طورى نيست، علی قمى هدف رو نگرفته.

ناصر : صبر كن تماس بگيرم، الان معلوم ميشه.

———————————————

ناصر : على على ناصر، على على ناصر

شهید علی قمی :

به گوشم ناصر جان، چيكار دارى اَخوى؟

ناصر : موقعيتت رو اعلام كن على جان

شهید قمی : من بالاىِ ارتفاعات هستم.

ناصر : على از طرفِ شما تير اندازى ميشه؟

شهید قمی : نه زير پا هامون تير اندازى هست ولى بالا سرِ تروريست هاييم.

ناصر : على مطمئنى كه روى ارتفاعات اومدين؟

شهید قمی : بله، بله

ناصر : يا على

شهید قمی : يا على
———————————————
راوی : با اين صحبتِ علی قمى ما متوجه شديم كه در واقع نيرو هاى تروريستىِ كومله و دموكرات، درست بين ما و گردانِ قمى قرار دارند.

علی قمى رفته بود بالاى كوه اصلى و اونجا رو گرفته بود. حالا چطورى و با چه سرعتى، براى ما هم سوال بود. از دو طرف به دشمن حمله كرديم.

(صداى شليك و خمپاره)
رزمنده های اسلام : الله اكبر، الله اكبر

راوی : چنان دمارى ازشون در آورديم كه بيشترشون تار و مار شدند.

يه عده ى كمى شون هم عقب نشينى كردند و پا به فرار گذاشتند.

وقتى عمليات با پيروزى تمام شد، على قمى توى بيسيم گفت : ضد انقلاب زيرِ پاى ماست.

{ ادامه ماجرا را در فایل صوتی بشنوید. }

زندگی نامه شهید علی قمی داستان دیگری از این شهید بشنوید. )

(خرید کتاب دیجیتالی { کوچ لبخند }، زندگی نامه و خاطرات شهید علی قمی از طاقچه)

مطالب مرتبط :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید